دو شنبه 8 اسفند 1390 ساعت 2:23 بعد از ظهر |
بازدید : 184 |
نویسنده :
[cb:post_author_name] | ( نظرات )
یه روزی روزگاری... تمام حرفهایت برای من بود...تمام عشقت فقط من بودم...اما حیف...خیلی سخته...وقتی میبینم کسی تو رو در آغوش گرفته...تو شادی اما...من داغون داغونم...ببین لرزش دستانم را...گرمی دستانت را گم کرده اند...